سلام.
آقا ما نمردیم و این زلزله رو تجربه کردیم. سال ۶۹ که ۵ سالم بود و همه فرار کرده بودن بیرون و این به امید اون٬ اون به امید این هیشکی من و نبرده بود بیرون. منم گرفتم توپ خوابیدم. بار دوم که همین چند سال پیش بود بازم خواب بودم. البته این بار لطف کردن موقع فرار یه دادی هم کشیدن بلکه منم یه خاکی تو سرم بریزم. اما این بار خودم حواسم رو حسابی جمع کردم اگه زلزله اومد محتاج این خلق نباشم. باحال بودا. تموم که شده بود پاهام مثل ژله میلرزید. مثل این که قدم علما خیر بود. خدا که دید همه جمعن گفت یه حال اساسی بهشون بدیم. باور کنین من هیچ دشمنی با هیچ گروهک و سازمانی ندارم.
حالا زلزله کجا بودیم؟ خونه مادر بزرگ. چیکار؟ تعمیر یه چیزی که شبیه کولر بود. جاتون خالی حسابی صاف شدیم. هی ببند هی واز کن. این ننه ما هم که خدا ساختش واسه عملیات کردن رو مخ آدم. این کارش کن اون کارش کن این جور نه اون جور نه ..... یکی نیست بگه اگه بلدی بیا درستش کن. بلدم نیستی ول کنی دیگه بابا جان. حالا فکرش و کنین که شب بخوای خونه مادربزرگی بخوابی که همه درا رو ۳ قفله می کنه و کلیدش هم میزاره یه جایی که اگه دزده اومد دستش بهش نرسه. به جان خودم اگه دروغ بگم. آدم باید شبا به خودش "سوند" وصل کنه که شب محتاج دستشویی نشه که عمرا نتونه سروقت خودش رو برسونه٬ دیگه ببین زلزله بیاد چه شود. فقط باید پتو رو بکشی رو سرت که اگه سقف اومد پایین بعدا که جنازه ات رو پیدا کردن مجبور نشن به خاطر بوی گندت همونجا ولت کنن. آخه اگه ساختمون ۳ طبقه بغلی بیاد رو سر آدم ۵ سال طول می کشه پیداش کنن.
بالاخره کولر آماده شد. البته نه توسط من. ولی من کلی علافش شدم اونم کی؟ یه روز قبل از امتحان اقتصاد. اقتصادی که واسه بار دوم داشتم روی ماهش رو می بوسیدم. البته این بی علت نیست. خواستم پایه ام قوی بشه که بعدا اقتصاد مملکت رو از پایه درست کنم. با این کارای دکتر که نمیشه امیدی داشت. فقط دعا کنین این لعنتی ریش ما رو ول کنه. امروز امتحان دادم اونم با چه وضعی. فقط امیدوارم دلش برام بسوزه. بعد از امتحان گوله اومدم سایت که یه دلی از عزا در بیارم.
حالا می خوام دو کلمه حرف با چند تا بچه خوب بزنم. پس پنبه ها رو در بیارین:
ای حسین, ای شاعر, ای دبیر, ای زیبا تیپ, آخه چرا نمی تونی بیبینی؟ تو که مفت مفت اون بالایی. 24 تا گذاشته که گذاشته. فکر می کنی زوریه؟ نه خیر. اصلا زوری نیست بلکه دوست داشتن آدما اینجوریه. کسی که جلوت رو نگرفته. تو هم بیا اینجا هفتصدتا هفتصدتا کامنت بذار.
تو چی مرضیه؟ تو چرا؟ تو که میگی نویسنده ای و مثل حسین اون بالا جای ثابت داری برای خودت دیگه چی می گی؟ اینکه بعضیا کامنت دونی بعضیای دیگه رو پر کنن چه مشکلی برای شمای بعضیا ایجاد می کنه؟ بعدشم من کی اعتراف کردم گوسفندم؟ دل چه ربطی به من داره؟ بعدترشم من نمی خواستم گوسفند سرچ کنم که بهتر از این باشه یا نباشه. ایییین!!
هه هه! سید تو دیگه چرا؟ تو چرا مبهوت این فرهنگ منحوس غرب شدی؟ دوست داری بهت بگن نانسی؟ تا دیروز که عشقت بود بهت بگن سوزان روشن چی شد یهو هوای نانسی به سرت زد؟ نکنه فردا هم باید بهت بگیم بریتنی یا جنیفر؟ داری برای مسابقات روبوتیک آمریکا روبوت میسازی؟ شنیدم بخش رباتهای قرتی هم داره. البته قرار بود شرکت کننده نداشته باشیم اما انگار داری یه کارایی می کنی. من بگم که عمرا تو این رباتای غرب زده نمیرم. که پفک آره؟ هر چی باشه از اون نانسی شوکولات و آبنبات شما که بهتره. بعدشم خودتو نبودی که اینجا ۲۰۶ تا کامنت گذاشتی؟ یادت نمیاد؟ چه جوریه واسه دیگران شعبونه اما مال شما رمضونه؟
خلاصه این که این پست طولانی به سبک نارسیسا واسه این بود که بگم اینجا نمیذاریم حق کسی پایمال بشه یا بخواد به کسی ظلم بشه. ما دولت عدالت محور انتخاب کردیم که خودمون هم یه ذره ازش این چیزا رو یاد بگیریم. ما می خواهیم با مردم دنیا مهربان باشیم. ما با همه دوست هستیم. ما انرژی هسته ای دوست داریم. اما اگر کسی بخواد با ما دوست نباشه از روی زمین محوش می کنیم.
اینا رو گفتم که نگید نگفته بوده باشی.
فعلا....


