تبليغاتX
این نه اون
یکشنبه 17 تیر1386
وقتی " کک عشق" با یک حرف تبدیل میشه به " کشک عشق"٬ عق زدن در رثای (یا مرثیه) عشق جه ایرادی داره؟!

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
چهارشنبه 13 تیر1386
چیزی فرق نکرده!

بهت گفتم پشتتُ دارم و تو هم بهم پشت کردی. گفتم قولت یادته؟ باید روش وایسی و تو هم پا گذاشتی رو قولت. ازت خواستم عوض بشی و تو هم عوضی شدی.

چیزی فرق نکرده!

قبلا دلم گیرت بود الانم دلگیرم.

هه هه هه

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
یکشنبه 3 تیر1386

سلام.

با توجه به اینکه پست قبلی و به خصوص مادر بزرگ مورد توجه قرار گرفتند سازندگان قسمت قبل تصمیم گرفتن که قسمت دوم رو هم بنویسن. استقبال اگر  در حد شرک و عصر یخ نبود کمتر هم نبود. شاید بعدها شد تریلوژی "خونه مادر بزرگه". شایدم اصلا سریال شد. بگذریم.

این مادربزرگ که اینگونه مورد توجه قرار گرفته فقط از همین فاصله قابل تحمل. تنها کسی هم که از اول و تا آخر بچه ها و نوه هاش باهاش کنار میاد منم. البته نه به سادگی بلکه به بیخیالی و پررویی و شرارت. هر شب که میرم پیشش می گه زیر اون کتری و روشن (Rooshan) کن. منم کاملا مودبانه بهش میگم زیرش و .... کنم یا روشُ. حالا این برا ما شده داستانی. خودشم کلی با این تربیت من حال میکنه. قضیه کلا شامل تمام موارد روشن کردی هم میشه از جمله لامپ. حالا جمعه ای که مشغول شستن فرش خاله جان بودیم داشت این و واسشون تعریف می کرد. تمام مصایبی که تو تعمیر کولر بود موقع شستن فرش هم وجود دارن. تازه اینجا که برا خودش یه پا متخصصن. این فرش شستن چه موقعی بود؟ قبل از امتحان اقتصاد؟ نه! اون که تموم شد. این دو روز قبل از دو تا امتحان دیگه بود. کلا تو این چهار ترم مد بوده که هر ترم با یه مشکل اساسی روبه رو باشیم. سر هر امتحان هم که باید یه نیمچه گیر داشته باشیم. منم که انگار حمال برقی ام. عین آمار تمام فرش شستنا٬ خونه تکونیا٬ اسباب کشیا٬ بچه بزرگ کردنا٬ دختر شوهر دادنا٬ پسر زن دادنا٬ قتلهای زنجیره ای و طنابی و خلاصه تمام تحرکات محسوس و نامحسوس فک و فامیل رو باید باشم.

جمعه ای نزدیک بود یک دستگاه خاور بزنه خونواده ما رو عزادار کنه. اگه فریاد دهشت انگیز دوستم نبود احتمالا الان در دیار باقی بودم و یا تو بهشت! الک دولک بازی می کردم یا تو جهنم(؟) تو یه کنسرتی چیزی شرکت کرده بودم و به شما فانیان میخندیدم. لعنتی انگار بوق نداشت. مرتیکه کور. منم همچین در حالت وحشت و غافلگیری اول یه قدم رفتم جلو بعد ۳ متر پریدم و عقب و در همین حین یه کلام کشدار آبدار هم نثار حضرت راننده کردم. بنده خدا دوستم می گفت تا حالا انقدر نترسیده بوده. بچه های این دوره زمونه هم سوسولنا. من که عین خیالم نبود.

الان که دارم اینارو می نویسم بعد از اون دو تا امتحان مذکور. خدا بخواد شاید یه فرجی بشه.

یه خبر ناگهانی امروز قلبمو شدیدا جریحه دار کرد. هرچند از قبل قضیه تموم شده بود اما وقتی روزنامه رو ورق می زدم و یه دفه اون تیتر و دیدم شوکه شدم. باور کنین اشکام داشت در میومد. تریپ این خبرنگارا :"خبر کوتاه بود و تکان دهنده: تیری آنری به بارسلونا پیوست." مثل اینکه مصیبت ما کمه هی هر ثانیه هم بهش اضافه میشه. البته بعدا که  تو سایت تونستم قضیه رو کاملتر بخونم یه خورده از تکان خبر کم شد. البته باز هم تکونش بیشتر از زلزله اون هفته بود. اصلا انگار هر هفته باید یه تکونی بخوریم. تیری هم یه چند تا حرف احساسی زده بود که آدم همچین دلش نرم می شد ولی باز هم تو تیم من دیگه جایی نداری. به قول شاعر: برووو! برووو! برو از یاد من برو. برووو! برووو! دیگه دوست ندارم تو رو. تازه می گن ونگر هم سال دیگه میره. کسی یه پارتی نداره منو بذارن جاش؟ هان؟ یه سوال از دوستو آشنا کنین. اینم یه چند تا تیکه از نطق آقا پیش از رفتن که برای تقویت زبون انگلیستانیتون هم خوبه:

 Arsenal will always be in my heart, my blood, my head. Everybody will...

 I looked the schedule and already know when we, I mean you, are playing against Tottenham.

به یاد ماندنی ترین لحظه:

...my last goal at Highbury when I kissed the ground. It was a special moment for me.

One thing that I forgot to say earlier was about the pride to play for the shirt and the team....here you really learn the importance and the value of the shirt and the club. Arsenal is like that, an English family.

و جمله آخر تیری در صحبتاش با طرفداران در ورزشگاه امیریتس که اشک رو در چشمان هر شنونده ای حلقه حلقه می کنه و سپس به صورت گوله گوله ولش میکنه:

“Arsenal will be in my blood aswell as my heart. I will always, always, always remember you guys. I said I was going to be a Gunner for life and I did not lie because when you are a Gunner you will always be a Gunner. The Club is in my heart and will remain in my heart forever.”

تیری آنری

روحش شاد و یادش گرامی باد!

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin