تبليغاتX
این نه اون
شنبه 26 آبان1386

سکوت کن دقیقه ای

به احترام لحظه ای

 که لحظه لحظه کشته ای

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شنبه 26 آبان1386
آقا!

اگر مردی بگو

چند درده حلاجی؟

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شنبه 26 آبان1386
آلزایمر را هم از یاد می برد٬ یادت!

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
چهارشنبه 23 آبان1386
دل به دریا میزنم

به دل دریا میزنم

دریا دلم را میزند!

دل دریا هم سنگ است!

دل دریا


کمی بازی٬ بیشی حرف.

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دوشنبه 21 آبان1386

من

هیچ در بینهایت

و بینهایت در هیچ

در نهایت

من: هیچ.


با دلــی پر درد

و دردی پردل

بی نیازم

و بی باک.


تنها یک شعر از برم.

کاش

 آن هم در برم بود!



۱- هیچ ربطی به هم نداشتن.

۲- نه مامانم نه بابام! هیچ کدوم. پس شما هم....

۳- مومن٬ مشرک٬ کافر٬ گاهی مطیع رانده شده٬ گاهی مدافع رانده شده و گاهی معاند رانده شده.

۴- بدون دشمنی از شرق آسیا (تنگ چشم) و بدون چشم اشکین و خونین.

۵- به گواه آمار نهایتا هر شبانه روز ۲۰ جفت چشم به اینجا دوخته شده که ۵ جفتش مال خودمه که ۴ چشمی مواظبشم!

۶- پست شاد به زودی.

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شنبه 12 آبان1386
سنگدل!

سرسنگین باش!

اما گاهی سری هم به دلت بزن٬

باشد که یا سرت به سنگ خورد

یا که دلت شکسته شود! 

گرچه ترسم حاصلش نه این باشد و نه آن!

که شراره ای گردد و

افتد به پایت و

خاکسترم سازد...!

 

 

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سه شنبه 8 آبان1386

نیستی.... نیستی.... نیستی.... نیستی.... نیستی.... نیستی.... نیستی.... نیستی.... نیستی.....

شاید کسی نخواهدهمیشه بخواند که نیستی اما من میخواهم٬ گرچه دیگر خواستن توانستن نیست. خواستن توانستن نیست که نیستی. 
نیستی و من هر لحظه مانند مادری در انتظار فرزندش... نه٬ دلداده ای در انتظار دلبرده اش... نه٬ هیچ چیز در انتظار همه چیز... نه٬ اصلا هر چیزی در انتظار هرچیزی... نه! مانند من در انتظار تو... آری! مانند من در انتظار تو با هر صدایی و زنگی و نوری تکان میخورم. اما... زنگها برای چه به صدا در می آیند؟ برای که؟ وقتی که نیستی. دیگر چه زنگی؟ اصلا چه زنگی چه رومی! فرقی هم میکند؟ فرقی هم میکند زنگی یا رومی یا بلخی وقتی که تلخی تمام شور شیرین شعرهایش را پوشانده؟

نیستی! کجایی؟ خوبی؟ راستی من هم نیستم یا هستم؟ گمانم نیستم که خوبی. حتما شنیده ای که مساله این است: بودن یا نبودن! اما باور نکن!

بودن و نبودن! مساله این است. باور کن.

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سه شنبه 1 آبان1386
دیوانه از همه بیشتر پیراهن پاره کرده.


ت.ن: مگر اینکه اینجوری واسه خودمون کوله باری از تجربه جمع کنیم.

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin