تبليغاتX
این نه اون
دوشنبه 2 اردیبهشت1387
"ماز"ی دچار زنی شد٬ سرگیجه گرفت.

غزلسرا/ فضا که رفت/ سپید گفت.


ماز: Mazz ٬ هزارتو٬

دوستی با تلفن صحبت می کرد می گفت:

- ببین! این قضیه رو فقط من می دونم و تو... اگه کسی بفهمه باز من می دونم و تو...

و البته این من میدونم و تو همچنان ادامه داشت.

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شنبه 24 فروردین1387
نفسش را حبس کرده بود که بی هوا نمیرد.

نفس کشیدن را که ترک کردم روحم تنهایم گذاشت.

جان دوست تر از عزرائیل ندیدم.

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دوشنبه 12 فروردین1387
آبی که از دل کوه می آمد زمزمه اش دریا بود.

لب به لب... پر از عشق بودیم.

آنقدر اسفند دود کرد که زندگیمان سیاه شد.

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شنبه 15 دی1386
بس که زمین خورده اتَم٬ به جرم زمینخواری کلان تحت تعقیبم.

زمینخوار بزرگ را به ماه تبعید کردند.

انقدر آسمان و ریسمان به هم بافتم که باران بند آمد.


۱- یه سری به این وبلاگ جدید التاسیس ما هم بزنین. چشممون به در خشک شد. 567 رو میگم.

۲- اعصاب نداریم. امتحان داریم. اینترنت مفت نداریم. خانه داریم. خانواده نداریم. همه اینها یعنی اینکه کمتر آن و آپ می شویم. ببخشید.

۳- سیاهی می رود...

    چشمم...

    از چشمم...

    سیاهی می رود....

۴- چیز دیگه یادم نمیاد.

فعلا....

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
چهارشنبه 5 دی1386
مرد هوسباز آرزوهایش را هم به گور می برد.

-------

در پی ترکیدن بغضم٬ جوی خون از چشمانم جاری شد.

-------

به علت ترافیک بیش از حد کوچه علی چپ تبدیل به بزرگراه می شود.

-------

جوان خام بعد از چندبار سوختن به مرز پختگی رسید.


--(لطف کردین. قدم رنجه نمودین. بازم تشریف بیارین خواب ما. خوشحال شدم به خدا.)--

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دوشنبه 26 آذر1386
 چون با اصلاح طلبان مخالف بود اصلاح نمی کرد.

----------------------------------------------------

خط موازی اول عاشق می شود بعد مایل.

خط موازیی که عاشق شود منحنی میشود.

خط موازیی که عاشق شود زیر پای خط دیگر میماند.


۱-  چون نمیشد تو پست قبل توضیح بدم اینجا میگم. اون بالایی ها هم بیشتر بهونه ای بودن.

۲- توضیح "ساده":

میدونین که رنگین کمان حقیقت نداره و در واقع نتیجه شکست نور-ه. هیچ وقت هم نمیتونین نزدیکش بشین.  موقع به وجود اومدنش هم بعد از بارش بارون-ه. بسیار فریبنده.

میدونین که سراب هم حقیقت نداره و اون هم نتیجه انعکاس نور-ه (حالا نمیدونم دقیقا تحت چه شرایطی). هیچ وقت هم بهش نمیرسین. موقع به وجود اومدنش هم ظل آفتاب-ه و معمولا تو کویر یا یه سطح مسطح طویل. شدیدا فریبنده.

اینم میدونین که هیچ وقت تو ظل آفتاب بارون نمیاد.

پس رنگین کمان هیچی نیست. سراب هم هیچی نیست. بارون موقع ظل آفتاب یا تو کویر هم ایضا هیچی نیست. پس: رنگین کمان+سراب+اون سومی= هیچ۳

حالا که همه اینا رو میدنین اینم بدونین که ساده که هیچ٬ احمق هم هیچ٬ حتی الاغ هم هیچ٬ یه چیز عجیب غریبی باید باشین که یه همچین چیز "هیچ چیزی" رو باور کنین.

امیدوارم معما پس از حل آسون شده باشه.

۳- در مورد پست قبل از ارایه توضیحات معذوریم.

۴- کسی حاضره اسپانسر یه نشریه فقیر(مادی) غنی(معنوی) بشه؟!! حتی شما دوست عزیز.

فعلا....

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
پنجشنبه 15 آذر1386
از وقتی دلم شکسته دست به عصا عاشق می شوم.

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
چهارشنبه 7 آذر1386
یک بار افسار عقل را دادیم دست دل

اگر پیاده شد از خر شیطان!


۱- مطمئنا پیدا کردن رابطه بین عقل و شیطان و افسار و خر و دل کاملا واضح و مبرهنه.

۲- اگه نبود بگو نبود. نگو چه قدر خوب بود. باور کن خوب نیست.

۳- قلبت مثل قاف دور و دست نیافتنی
    دروغت مثل دال٬ دلیلی برای حرفات
    نگاهت مثل نون اگه نباشه می میریم
    آهم مثل الف(هزار) هزار هزار

۴- امیدوارم این آخرین باری باشه که پیکر این بدبختا تشریح میشه.

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دوشنبه 5 آذر1386

قاف مثل قلب...

دال مثل دروغ...

نون مثل نگاه...

***

الف مثل آه...


۱- سین مثل ساده.... خیلی ساده اند.

۲- ت مثل تلبلاگ... همون سرویس جدید بلاگفا. امیدوارم مثل تلفن نشه دوری و دوستی.

۳- ‌ه مثل ه مثل همین.

 

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
پنجشنبه 1 آذر1386
با نمک

مثل خودت

خاطره ات

ولی افسوس

خیالم زخمی است.

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شنبه 26 آبان1386

سکوت کن دقیقه ای

به احترام لحظه ای

 که لحظه لحظه کشته ای

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شنبه 26 آبان1386
آقا!

اگر مردی بگو

چند درده حلاجی؟

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شنبه 26 آبان1386
آلزایمر را هم از یاد می برد٬ یادت!

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دوشنبه 21 آبان1386

من

هیچ در بینهایت

و بینهایت در هیچ

در نهایت

من: هیچ.


با دلــی پر درد

و دردی پردل

بی نیازم

و بی باک.


تنها یک شعر از برم.

کاش

 آن هم در برم بود!



۱- هیچ ربطی به هم نداشتن.

۲- نه مامانم نه بابام! هیچ کدوم. پس شما هم....

۳- مومن٬ مشرک٬ کافر٬ گاهی مطیع رانده شده٬ گاهی مدافع رانده شده و گاهی معاند رانده شده.

۴- بدون دشمنی از شرق آسیا (تنگ چشم) و بدون چشم اشکین و خونین.

۵- به گواه آمار نهایتا هر شبانه روز ۲۰ جفت چشم به اینجا دوخته شده که ۵ جفتش مال خودمه که ۴ چشمی مواظبشم!

۶- پست شاد به زودی.

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شنبه 12 آبان1386
سنگدل!

سرسنگین باش!

اما گاهی سری هم به دلت بزن٬

باشد که یا سرت به سنگ خورد

یا که دلت شکسته شود! 

گرچه ترسم حاصلش نه این باشد و نه آن!

که شراره ای گردد و

افتد به پایت و

خاکسترم سازد...!

 

 

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سه شنبه 1 آبان1386
دیوانه از همه بیشتر پیراهن پاره کرده.


ت.ن: مگر اینکه اینجوری واسه خودمون کوله باری از تجربه جمع کنیم.

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
چهارشنبه 25 مهر1386
عاشقی نکشیدی که گشنگی یادت بره!

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
پنجشنبه 22 شهریور1386
به جرم رابطه مشروع با خیالت٬ غمسارم می کنند! این چه شرعی است؟

 

غمسار

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
چهارشنبه 21 شهریور1386

هر چی آتیشه از گور من بلند میشه؟!!

خوب تو باشی کدوم رو  انتخاب می کنی: گور گرم و روشن یا گور سرد و تاریک؟                       

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سه شنبه 30 مرداد1386
خیلی دلچسبی; اما نه واسه دل من!      آخه تفلونه!!

 

-----------------------------------------------------------

ی.ب (یادش بخیر): یه شب خونه داییم بودم. سگا کرایه کرده بودیم. موقع خواب اثراتش رو نشون داده بود. داییم نصفه شب بلند شده بود تو خواب می گفت: ک...نتون بسوزه/ ک...ن ما قابلمه نسوزه!!! البته این ماجرا مال حدودا۱۰-۱۲ سال  پیش.

این تریپای تو خواب راه رفتن و حرف زدن بین داییم و داداشمو خواهر زاده ام خیلی مرسومه. یه بار داداشم نصفه شب راه افتاده بود بره خونه خواهرم. دم در مادرم مچش رو گرفته بود. آخرین مورد هم یکی دو هفته پیش بود که خواهر زاده ام خواب دیده بود دور و بر خونه رو بمب گذاشتن. رفته بود تو حیاط نرده ها رو محکم تکون می داد. میخواست فرار کنه ولی در بسته بود. اومد از در کوچه بره بیرون که مادرم بیدارش کرده بود. حالا اولش شاکی که چرا نذاشتن فرار کنه. بعد دوزاریش افتاده بود.

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
یکشنبه 21 مرداد1386
... زنده ایم برای مردن

    می میریم برای خوردن

    می خوریم برای ماندن ...

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
پنجشنبه 4 مرداد1386
 حالا می فهمم تو که عاشق قرمه سبزی بودی چرا بهم گفتی کله ات بوی قرمه سبزی میده.

سرخور!

 

----------------------------------------------

ببخشیدا ولی به قولی پ.ن: هیچیمون به آدمیزاد نرفته٬ نه خودمون٬ نه عشقمون و نه رقیب عشقیمون.

پ.ن.۲: این پ.ن یعنی چی؟ پا نوشت؟ پایین نوشت؟ پس نوشت؟ پشت نوشت؟ پرت نوشت؟ پی نوشت؟  کی نوشت؟ چی نوشت؟ واس کی نوشت؟ عجب  آدمیه ها! خوب نمی نوشت!

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
یکشنبه 17 تیر1386
وقتی " کک عشق" با یک حرف تبدیل میشه به " کشک عشق"٬ عق زدن در رثای (یا مرثیه) عشق جه ایرادی داره؟!

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
چهارشنبه 13 تیر1386
چیزی فرق نکرده!

بهت گفتم پشتتُ دارم و تو هم بهم پشت کردی. گفتم قولت یادته؟ باید روش وایسی و تو هم پا گذاشتی رو قولت. ازت خواستم عوض بشی و تو هم عوضی شدی.

چیزی فرق نکرده!

قبلا دلم گیرت بود الانم دلگیرم.

هه هه هه

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شنبه 12 خرداد1386
۱- خیالم تخت شد که یاد تو رویش خوابید.

-----

۲- لطفا گوسفند های یاد خود را خارج از چراگاه تنهایی ما بچرانید.

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دوشنبه 20 فروردین1386
تو مي خواهي و مي ترسي. من مي ترسم و نمي خواهم.

ترس

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
چهارشنبه 8 فروردین1386
چه ظلمی بیشتر از این در حق آزادی که تحدید و تهدید شد به تعریف؟

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سه شنبه 29 اسفند1385

        وایسا دنیا

 

من میخوام

           سوار بشم...      

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دوشنبه 21 اسفند1385
رویی بنما٬ روبانت شوم

نگهی بیانداز٬ نگهبانت شوم

مهری کن٬ مهربانت شوم

با من بیا٬ بیابانت می شوم.

 

آخ! یادم رفت

غر بزن٬ قربانت شوم.

 

 

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

توبه: قبلا برام تعداد بازدیدها و نظرات مهم بود ولی دیگه نیست. هر وقت بتونم آپ می کنم. حتی چند تا پست در روز یا یک پست در ماه. همین.

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
یکشنبه 20 اسفند1385
با توجه به عبارت "دست تو تو دست من      هست من به دست تو " نتیجه می گیریم که:

دست من در دست تو است.

هست من در دست تو است.

پس هست من دست من است. هر کاری هم بخواهم می کنم. به تو هم هیچ ربطی نداره.

 

نکته: این پست برای رفع اتهام عاشقی زودتر از موعد مقرر و خارج از نوبت آپیده شد.

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
پنجشنبه 17 اسفند1385
غریب حکایتی است دل دادگی و دل تنگی. ای که دل داده ای از کجا دانی دل تنگی؟

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
چهارشنبه 18 بهمن1385
سرباز دلم رو بی بی دلت برد. دو دل اومدم تو با دو پیک ردش کردی. تک خشتم رو با ده گشنیز جواب دادی. تک دلم رو با دو خشت بریدی٬ شکستی.

هــــــــــــــــــــــــــــــــــــي! تو جرزنی کردی!

 

 

 

دل شکسته 

 

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
یکشنبه 26 آذر1385
دل خوبِ٬ دل دل بدِ٬ بی دلی خوب٬ تک دلی بد٬ یک دلی خوب٬ دو دلی بد٬ هم دلی خوب٬ بدلی بد...!

 

داخل پرانتز: می خوام یه نظرسنجی در مورد لیزترین چیز دنیا بذارم گفتم اول ببینم چیا لیزن. حالا هر چی به ذهن شما رسید بگین تا من ازش استفاده کنم.       "پیشاپیش سپاس می گزارم."

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شنبه 25 آذر1385

یه روز ترکه و رشتیه و فارسه و خارجیه و من و تو می میریم.

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
پنجشنبه 16 آذر1385
انقدر به دلم صابون زدم که تو کف مونده!

لینک ثابت
       | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin